بی قرار

بی قرار

من نمی دانم زاده یک قانونم یا پدیده یک عشق
بی قرار

بی قرار

من نمی دانم زاده یک قانونم یا پدیده یک عشق

249

   تاب، بازی لاکچری  کودکی ما بود .صف انتظارش همیشه بیشتر از بازی های دیگه بود.هیجانش، وصف ناشدنی بود.بچه باحالا همیشه خراب تاب بودن  و پیاده کردنشون از تاب نشدنی بود حتی تصور اون شدت و همتی که در رفت و برگشت تاب سواری هاشون بود زبان اعتراض ها  را می بست  و نگاه مغموم کودکانه بچه ها پشت تموم اون رفت و برگشت های لذت بخش ، تا ابدیت ادامه دار خواهد بود ...

Haris alexiou-Nefeli

248

سحر کرشمه چشمت به خواب می دیدم

زهی مراتب خوابی

که به زبیداریست ...!

Julio iglesias - viens m'embrasser

247

   |+|دوستی ها رنگ باخته اند رفیق ...دلت را بردار و برو به جایی که هنوز ماهی های قرمز حرمت دارند و کسی تنک دل کسی را نمی شکند ...من که سال هاست تنک دلم ترک بر داشته ...و دیگر این ماهی قرمز بی قرار، نفس های آخر را می زند ... .

   حالا سنگ بر داشتی که چه ؟ ...تو هم بزن ...اگر هنوز جایی برای شکستن میابی بزن ...اما آنچنان بزن که این ماهی قرمز هم جان دهد ...دیگر تاب تماشای جان دادنش را ندارم ...در این خشکسالی محبت و عشق ،امیدی به جان دوباره اش نیست .نه دستی که به آبی برساندش و نه راهی که به دریایش ...وقتی که تقدیر حکم شکستن می دهد  که راه گریزی نیست ...بزن رفیق ...سنگ آخر را تو بزن ... بشکن ...که به دست دوست جان دادن هم عالمی دارد . آنچنان بشکن ...که این ماهی قرمز بی تاب ، رویای دریا را هم از سر بیرون کند ...بشکن و بنشین به تماشای آخرین نفس های دلم ... حیف که این دست ها سنگی بود  نه  پلی به دریا ...  .

   اگر هنوز جایی برای شکستن در تنک دلم یافته ای ارزانی دستان تو ...بشکن...سنگ آخر  را تو بزن ...  .

Metallica_turn the page