
+ زندگی، زندگی نیست بی رنگ رخش.
به سان جلبکی می مانم، مانده در کف حوضچه ای متروک... تنها نفس می کشم و تنها دقیقه ها را می میرانم...
وقتی نگاهش را می گرداند، وقتی صدایش را نمی بخشد... جهان زمزمه سرد بی حیاتی بیش نیست. و تازه می آموزم، باز می آموزم که، راه دوست داشتن، راهی است دشوار.
ان الانسان لفی خسر ...
وبعد هر کس
غرق دنیای خود شد
و زمان
که فکر نمی کردیم بگذرد ،
گذشت
و ما
پرنده ها را فراموش کردیم
ایلهان برک


