
تومک: من دوست دارم.
ماگدا: میخوای منو ببوسی؟
تومک: نه.
ماگدا: میخوای با من بخوابی؟
تومک: نه.
ماگدا: میخوای با من سفر کنی؟
تومک: نه.
ماگدا: پس از من چی میخوای؟
تومک: هیچی!
“فیلمِ کوتاهی درباره عشق” نامِ فیلمی بلند است درباره "عشق " که کشیلوفسکی با آن خط حائلی میان عشق و هوس، میان بودن و خواستن، میکشد .فیلمی از سه گانه ای که سالها پیش دیدم و لذت بردم و دیدنش را توصیه میکنم ...

با گذشت زمان همه چیز می گذرد،احساسات را از یاد می بریم و صدا ها را به فراموشی می سپاریم صداهایی که آرام در گوشتان زمزمه می کردند: خیلی دیر برنگرد و مراقب باش که سرما نخوری...
با گذر زمان..
با گذشت زمان همه چیز می گذرد و کم رنگ می شود چهره و صدا را از خاطر می بریم کسی را که بی بهانه و همه جوره باورش داشتیم،کسی که عاشقش بودیم و زیر باران جست و جویش می کردیم کسی که با یک نگاهش، فکرش را می خواندیم و به راستی با گذشت زمان ، دوست داشتن را از یاد می بریم. گویی تنهای تنهایم و در بستر تقدیر یخ زده ایم و حس می کنیم سال های از دست رفته فریبمان داده اند و به راستی با گذشت زمان ، دوست داشتن را از یاد برده ایم...
اقتباسی از آهنگ Avec le temps -Léo Ferré
