بی قرار

بی قرار

من نمی دانم زاده یک قانونم یا پدیده یک عشق
بی قرار

بی قرار

من نمی دانم زاده یک قانونم یا پدیده یک عشق

195

بی قراری
زندگی حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی نادیده اش می‌گیری، حتی وقتی نمی‌خواهی‌اش، از تو قوی‌تر است. از هر چیز دیگری قوی‌تر است.
آدم‌هایی که از بازداشتگاه‌های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند . مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه‌هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوس‌ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است، زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد، به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...
 

194-براستی ما زمان را زندگی می‌کنیم یا زمان ما را؟


+اخیرا زیاد به این مسئله فکر می‌کنم که چقدر در بروز اتفاقات زندگی ام با تفکرات، تخیلات، تصورات و عقایدم موثر بوده ام؟
اخیرا زیاد سر در گم می‌شوم که من در اینجا واقع شده ام یا خود را در اینجا واقع کرده ام؟
اخیرا نمی‌دانم اتفاقات به حکم اتفاق می افتند یا به سبب اینکه من زمانی در گذشته ترسیمشان کرده ام؟
اخیرا فکر می‌کنم ما مانند یک پازل هستیم چرا که اگر خود را هزار بار هم تکه تکه کنیم و دوباره بچینیم، باز هم همین می‌شویم، همین همیشگی!
اخیرا فکر می‌کنم هر طور که بچینیم کنار هم این حروف الفبا را جز "این زندگی" معنی دیگری نمی‌دهند!
اخیرا بیش از زمان دیگری گیج و مبهوتم و بیش از هر زمان دیگری مرعوب آینده ایی که که بخواهد نتیجه و حاصل این سال ها و ماه های اخیر باشد!
 
ادامه مطلب ...

193

بی قراری
+

یک بار شخصی جهنم را اینگونه برایم توصیف کرد:
          در آخرین روز زندگیت روی زمین آن شخصی که از خودت ساخته ای , شخصی که میتوانستی باشی را ملاقات خواهد کرد...


   مازیتوفسکی