
از اوضاع حقیر خواسته باشید با همان کثافت و بی تکلیفی قدیم می گذرد با این فرق که چند ساعت هم به بیکاری اداری اضافه شده است. بیخود و بیجهت روزها را به شب می رسانیم و شکر قادر بی همتا را به جا می آوریم. فصلها و سالها می آیند و می روند و اگرچه ما با آنها کاری نداریم مثل اینست که آنها با ما خیلی کارها دارند!
صادق هدایت / از میان نامه هایی به نورائی
نور به قبر صادق از خدا بی خبر ( بیان بی بی قصه های مجید) بباره که اوضاع ما رو با بهترین بیان نشون داده یا که به قول سعید که میگفت : این روزا جوری شده که صبح که از خونه میزنی بیرون شنبه ست و شب که بر میگردی پنجشنبه و مادر در جواب گفته بود اینکه خوبه که متوجه گذشت روزا و شب ها نبود و سعید با خنده ای تلخ که داغی این فاصله ایه که روحمون میخوره و جسم هامونو نشانه دار میکنه را نشون میداد ،سکوت کرده بود ، شنبه هامون پنجشنبه میشه بدون اینکه مزه نگاه گیرا و لبخند شیرین و یا نوازش لحظه ای که خاطره شه را با خودش به یغما میبره و جمعه ای که دیگه خیلی وقت که نیست ...

چند صبای است سایت Tinypic که اولین خواستگاه من برای آپلود عکس در فضای مجازی با دنیای از خاطره است ، به دلایل نامعلومی بعد از فیلتر شدن با دلایل نامعلوم از فیلتر خارج شده است .
یادش بخیر باید 10 دوازده سالی گذشته باشه از اون خاطرات، یادش بخیر ...
پ.ن : برای انتشار عکس بالا در وبلاگ سکوت شبانه سابق تذکر کتبی از هیوا ایرانی دریافت کردم، هیوا،هیوا کاش همان دوران بود یا لااقل ادرسی از این صفحه داشتی تا دوباره اعتراضتو متذکر شی بهم !!!