-
248
دوشنبه 17 دیماه سال 1397 08:28
س حر کرشمه چشمت به خواب می دیدم زهی مراتب خوابی که به زبیداریست ...! Julio iglesias - viens m'embrasser
-
247
شنبه 15 دیماه سال 1397 15:55
| + | د وستی ها رنگ باخته اند رفیق ...دلت را بردار و برو به جایی که هنوز ماهی های قرمز حرمت دارند و کسی تنک دل کسی را نمی شکند ...من که سال هاست تنک دلم ترک بر داشته ...و دیگر این ماهی قرمز بی قرار، نفس های آخر را می زند ... . حالا سنگ بر داشتی که چه ؟ ...تو هم بزن ...اگر هنوز جایی برای شکستن میابی بزن ...اما آنچنان...
-
246
یکشنبه 9 دیماه سال 1397 13:14
+ ز ندگی، زندگی نیست بی رنگ رخش. به سان جلبکی می مانم، مانده در کف حوضچه ای متروک... تنها نفس می کشم و تنها دقیقه ها را می میرانم... وقتی نگاهش را می گرداند، وقتی صدایش را نمی بخشد... جهان زمزمه سرد بی حیاتی بیش نیست. و تازه می آموزم، باز می آموزم که، راه دوست داشتن، راهی است دشوار. ان الانسان لفی خسر ... relax...
-
245
شنبه 8 دیماه سال 1397 08:01
د ستهای من پیش از آنکه تُ را در آغوش بگیرند چه میکردند؟ سیلوی پلات Julio Iglesias - Con La Misma Piedra
-
244
چهارشنبه 5 دیماه سال 1397 07:02
و بعد هر کس غرق دنیای خود شد و زمان که فکر نمی کردیم بگذرد ، گذشت و ما پرنده ها را فراموش کردیم ایلهان برک Yaghma Golrouee : A girl with blue eyes
-
243
شنبه 1 دیماه سال 1397 18:28
س اعت ده دقیقه ای شده که از 18 گذشته و من در اولین روز زمستانی این شهر ،تنهایی در اتاق کارم در حال سر هم کردن تتمه کارهای باقی مونده امروز بودم که کلافگی و خستگی کار منو به یکی از صفحه هات اجتماعی کشوند که خوندن پرسش و پاسخی، باعث نشستن اولین لبخند امروز و البته بسیار ملیح بر چهره عبوس امروزم شد.گفتم برای شما هم شاید...
-
242
شنبه 1 دیماه سال 1397 17:55
س فر چکامه ی شیوایی است. تو آن علامت اعجابی ! که گاه با همه خردی، نشان تحسین است. تو از ازل، به ابد می روی؛ سخن، این است... نادرپور The Rasmus _ sail away
-
241
سهشنبه 27 آذرماه سال 1397 16:50
ه میشه افراد ساکت را دوست داشته ام ، هیچگاه نمی فهمی که در حال رقصیدن در رویای خود هستند یا دارند سنگینی بار هستی را به دوش می کشند ! جان گرین
-
240
دوشنبه 26 آذرماه سال 1397 08:16
در جواب سوال منطقی دوستی ،جواب بی منطق ی با مضامین "یاس فلسفی " دادم که توضیح خواست و من در جواب چیزی جز هذیان های زیر ندارم و از همین جا و قبل از ادای نوشته های زیر ابراز شرمندگی میکنم ! د ر هستیگرایی نقطه آغاز فرد(اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز میشود) به وسیلهٔ آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و...
-
239
یکشنبه 25 آذرماه سال 1397 13:41
خ واب دیدم ما را بریدند و به کارخانه چوببری بردند آن که عاشق بود پنجره شد آن که بیرحم چوبه دار از من اما دری ساختند برای گذشتن "پل آلوار" شاعر فرانسوی
-
238
شنبه 24 آذرماه سال 1397 08:01
بر فراز آسمان ها - فصل پنجم -آبان96 ا ی قلّه! ما خواب های تو را می بینیم آیا تو نیز ما را یا خواب های ما را می بینی؟ رضا براهنی j balvin ft. Nicky jam | X
-
237
شنبه 24 آذرماه سال 1397 07:25
ا واخر دهه هشتاد بود که یکی توییت کرد" نه پسرم، خواهرتو ما ازشون خواستیم، ولی در مورد تو تصمیم با خود لک لکا بود..." جمله به ظاهر طنز و البته به روایت با تجربه ها یک یادآوری معترضه اما رو به اضمحلال ...و برای من یه تکرار بی پایان مثل مسابقه دوی که به نوار پایان نمیرسی یعنی قرار نیست که برسی
-
236
پنجشنبه 22 آذرماه سال 1397 08:28
ق ائده به اینِ که خیلی حرف ها و توصیه ها در زمان مطرح شدنش چندان در حرف شنوی و یا تاثیر پذیرفتن مان کار ساز نیست تا اینکه چرخ گرد روزگار ،سرنوشت رو جوری حرکت بده تا اون حرف یا هرچیزی که هست رو زندگی کنی و یا به عبارتی بهش برسی و اینجاست که تمام اون کلمات بخشی از تعریفت از زندگین ...! بنابراین یادی می کنم از این جمله...
-
235
چهارشنبه 21 آذرماه سال 1397 07:52
Instagram photo by @black_and_white__life | + | ف رقی نمی کند کجای جهان ایستاده باشی...فرقی نمی کند فاصله بین ما یک دیوار باشد یا به اندازه دست هایمان یا فرسنگ ها دوری... فرقی نمی کند غروب که می شود عصر دلگیر جمعه ای باشد یا غروب بهترین روز از بهترین فصل سال... تو در کنار پنجره ایستاده باشی یا در کافه ای که نمی دانم...
-
234
سهشنبه 20 آذرماه سال 1397 13:11
ب ه باد بگویید آماده ام بیاید و مرا ببرد ...
-
233
دوشنبه 19 آذرماه سال 1397 11:40
Instagram photo by @black_and_white__life | + | م ادامی که زندگی میکردیم دردی نبود؛ درد از آنجا آغاز شد که دربارهی زندگی سخن گفتیم. Crestfallen_anathema
-
232
یکشنبه 18 آذرماه سال 1397 08:55
هنرمند: قاسم فتحی ... نام اثر: رقص پاییز د وباره بارش برگ است و های و هوی خزان... lhowi
-
231
شنبه 17 آذرماه سال 1397 08:57
و اقعیت اینکه حرف زدن از ناراحتی هامون با علم به اینکه کاری از شنونده بر نمیاد صرفا بابت آروم کردن خودمونه برای همین داشتم حرف های که نمیشه برای اطرافیانم بزنم رو اینجا مینوشتم که یاد این افاضه جناب آلبر کامو بزرگ وار افتادم و لب بستم و همه رو پاک کردم.." وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایش تنها بماند ... آن...
-
230
چهارشنبه 14 آذرماه سال 1397 15:04
| + | ز ندگی را لعاب آبی می زنم که امیدم از ظرف وجود نشت نکند . آنگاه هر روز گدازه های آتشین درونم را با آرامش بلند لبخندهای مشکوک آبیاری می کنم که ناامیدی، کابوس هایم را بلندتر از دیوار حاشای امیدواری نکند و شبها هراس، مثل شعبده بازی توی ورق های گوشی موبایلم خرافات را در انواع بازیها فال می گیرد. من این روزها خیلی...
-
229
سهشنبه 13 آذرماه سال 1397 09:01
آ نگاه که خشم شعله زد و بالا گرفت، و همدیگر را مرده و نابود خواستیم، شاید نمیدانستیم که دنیا چه جای کوچکی است برای هر دومان. چه بیرحمانه تن میخراشند تیغهای خاطره -این شکنجهگران بیرحم- و آنگاه در شبی عذابآلود در گوش تو میخوانند: رفتهاست محبوب تو برای همیشه! و آنگاه از میان دود عودی که میسوزد با شادی، تهدید و...
-
228
یکشنبه 11 آذرماه سال 1397 09:28
د ر تداوم ِ یک ترس ِ موروثی و مبهوت از تمام ِ این معادلات ِ ناممکن، سکوت کردهام. میدانم سکوت، یک اشتباه ِ تاریخیست. میدانم سکوت، انزوای ِ زندگیام است. میدانم. و ساکتتر از همیشه، با نگاهی تهی، فقط نگاه میکنم. آنسوتر نمیشناسندم. شاید مُرده باشم. بگذریم؛ اما ببین که همچون نبض ِ یک مُرده سخت آرامام. . . ولادیمیر...
-
227
شنبه 10 آذرماه سال 1397 08:43
الوود : «سالها پیش مادرم همیشه بهم میگفت: {تو این دنیا یا باید خیلی زرنگ باشی، یا خیلی خوشمشرب}. خب من برای سالها زرنگ بودم، اما خوشمشرب بودن رو توصیه میکنم» Elwood: Y ears ago my mother used to say to me, she'd say, "In this world, Elwood, you must be so smart or so pleasant." Well, for years I was...
-
226
پنجشنبه 8 آذرماه سال 1397 09:32
Instagram photo by @deep_clavicula ر وزگاری یک تبسم یک نگاه خوش تر از گرمای صد آغوش بود... فریدون مشیری بعد نوشت : توضیحی از وبلاگ topmovies | + | در ارتباط با فیلم "درحال و هوای عشق" و موسیقی متن فوق العاده اون که در ذیل برای دانلود و شنیدنش قرار دادم تا هم سینمایی ها بخوان پیشنهاد دیدن یکی از بهترین...
-
225
سهشنبه 6 آذرماه سال 1397 12:31
| + | د ر آن لحظه ایی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن، اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست. به یاد داشته باش که روزها و لحظه ها هیچگاه باز نمی گردند. ― نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست میداشتم Marc anthony-when i dream at night “هلیای من! به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش. من خوب آگاهم که زندگی، یکسر،...
-
224
سهشنبه 6 آذرماه سال 1397 07:35
ل بخند بزن، فردا روز بدتری است.
-
223
دوشنبه 5 آذرماه سال 1397 11:31
ج ناب ژان لوک گدار در جای فرموده اند که : "ما معانی را یاد می گیریم که چیزی نیستند ولی احساساتمان را نه، که همه چیزند " خب به فرض که یاد هم گرفتیم بعد چی؟ اگه قرار به چهار نعل رفتن احساسات در مسیر مخالف عقلانیت باشه .اگه قرار به خوردن تازیانه های سرنوشت به جسم سخت شده احساس به جرم تبعیت از اون باشه ،اگه قرار...
-
222
چهارشنبه 30 آبانماه سال 1397 11:06
July 23, 2000 - 1926 ت و را برگزیده ام رَغمارَ غم بیداد، گفتی دوستت می دارم و قائده دیگر شد. کفایت مکن ای فرمان "شدن" مکرر شو مکرر شو.. احمد شادلو Ahmad shamloo-Ashk razist
-
221
سهشنبه 29 آبانماه سال 1397 11:39
د ر دوره اول دانشگاهم ،رفیقی داشتم به غایت شاکی و دلخور از سرنوشت که با تمام استیصال حاصل از شنیدن گله هاش، در کل برای من کم حرف آدم جالبی میزد که باعث میشد گاگاهی شکوایِ هاشو در غالب غرغر در تایم های استراحت بین کلاس ها و یا واگویه های در گوشی سر کلاس با کمال میل تحمل کنم .تو یکی از اون روزهای که از صبح خ روس خون تا...
-
220
دوشنبه 28 آبانماه سال 1397 07:12
ب ینِ مرگ و زندگی ، جائیست که من سالهاست ، به آن پناه برده ام ! سکوت .... رضا محبی راد hossein panahi-divone_kie
-
219
شنبه 26 آبانماه سال 1397 07:36
نشسته م فیلم ترسناک ببینم.بعد تو کل هیجانات فیلمِ It 2017 این متن ش منُ جذب کرده : " گ یسوانت آتش زمستان است... آتشپارهی بهاری... قلب من در آنجا نیز میسوزد". alizee_-_moi lolita