قائده به اینِ که خیلی حرف ها و توصیه ها در زمان مطرح شدنش چندان در حرف شنوی و یا تاثیر پذیرفتن مان کار ساز نیست تا اینکه چرخ گرد روزگار ،سرنوشت رو جوری حرکت بده تا اون حرف یا هرچیزی که هست رو زندگی کنی و یا به عبارتی بهش برسی و اینجاست که تمام اون کلمات بخشی از تعریفت از زندگین ...!
بنابراین یادی می کنم از این جمله سمفونی مردگان-عباس معروفی که امروز تصادفی دوباره خوندم و خنده غریبی رو به لبم نشوند : " حضورش برایم اهمیتی نداشت ، اما غیبتش خیلی آزار دهنده بود . "


Instagram photo by @black_and_white__life
|+|فرقی نمی کند کجای جهان ایستاده باشی...فرقی نمی کند فاصله بین ما یک دیوار باشد یا به اندازه دست هایمان یا فرسنگ ها دوری... فرقی نمی کند غروب که می شود عصر دلگیر جمعه ای باشد یا غروب بهترین روز از بهترین فصل سال... تو در کنار پنجره ایستاده باشی یا در کافه ای که نمی دانم کجاست غرق در مهمترین بحث های روز... قهوه ات را سربکشی و شانه به شانه سایه ات به خانه برگردی... فرقی نمی کند تنها باشی یا در همهمه ی آدم های دور و برت... همین که عطری، سایه ای، نامی... مرا به یاد تو بیندازد... کافیست! آن وقت شاید به نقطه ی مبهمی خیره شوی... شاید آه بکشی... شاید خنده تلخی بزنی...
اما این را می دانم که دلتنگی هیچ وقت دست از سر آدمی بر نمی دارد... اگر آن روز آن لحظه دلتنگی مبهمی به سراغت آمد، غمگین نباش! که من به اندازه همه سال ها و فصل ها و روزهای زندگی ام این حس را خوب می شناسم... غمگین نباش که تمام لحظه های دلتنگی را با تو شریکم...

Instagram photo by @black_and_white__life
|+| مادامی که زندگی میکردیم دردی نبود؛ درد از آنجا آغاز شد که دربارهی زندگی سخن گفتیم.
