ج ناب دژاوو (تلگرام) جای توییت کرد که " ارزش وقایع در مدتشان نیست در شدت شان است . برای همین برخی لحظات فراموش نشدنی ، برخی حوادث توضیح ندانی و برخی انسان ها قیاس ناپذیرند." و از نظر من تنها جامانده این قصار در بازگوی زمانش هست .اینکه این" شدت " زمانی برات اتفاق بیفته که دیگه رمقی نمونده نهایت بتونه سرپات کنه چون مثلا به یکی از آرزوهای قدیمی و دستن نیافتنیت رسونده باشدت.اما " احساس " چی ؟!
من می تونم تمام عمر در آرزوی یه دوچرخه ، یه ماشین خوب یا یه پارتنر رفیق مونده باشم و سال ها بعد بهش برسم اما چطور میخوام اون وجد کودکانه در دوچرخه سواری ،اون احساس خوب سواری با ماشین در ایام جوانی و نشاط "تجربه کردن" زندگی با یه پارتنر رو زمانیکه همه چیز دست اوله و هنوز تباهی دنیا نگاهتُ تیره و تار نکرده رو تجربه کنم .
بله ارزش وقایع به " شدت" یا به قول من به کیفیتشه و حتی ممکنه در نا به هنگام برآورده شدنش هم ارزش بالایی داشته باشه اما در بهترین حالت هم فرصت تجربه بهنگام یه پیشامد خوب ازت گرفته شده و این "حسرت " ابدی زندگی خواهد بود ...

چی بود این چادر گل گلی ها عصر کودکی که دخترها سر می کردن ، یعنی اونقدری که اینا تحریک کننده بود و دخترا رو جذاب می کرد این آلاگارسون کردن های امروزی ها نمیکنه !

کریشتوفکیشلوفسکی عزیز جای فرمودند : " تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم ، اما ارتباطی با هم نداریم .فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم . " اما به نظرم امروزه دیگه ما اطلاعات هم منتقل نمیکنیم یعنی نمیخوایم که منتقل کنیم تا شاید بواسطه این بی خبری کیفیت ارتباط هامون از مداخله و انتقاد و حتی توصیه و پیشنهاد برای درمون مشکلات احتمالی مصون بمونه اونم در عین اینکه همه از کاهش یا نبود ارتباط با کیفیت در این عصر جوانی شکایت داریم .
پ.ن 1 : یکی بیاد بااین مشخصات با من دوست بشه که ببرتم بیرون که وقتی دارم برای هر ارتباط و گشت و گذار مقاومت میکنم بتونه با پشت دست یه تو دهنی بهم بزنه و کشون کشون ببرتم!!
پ.ن 2 : مزید امتنان خواهد بود که اهل کوه و طبیعت باشه چون من جای دیگه نمیام حتی کشون کشون !!
